|
اگر در وبلاگ کمتر حضور دارم به دلیل فعالیت بیشترم در فیس بوک است. در این مدت وبلاگ نویسی ام، هیچ چیز به اندازه این شبکه اجتماعی نتوانسته بود مرا از وبلاگ نوشتن دور کند. محیط جالبی است. علاوه بر بجث های سیاسی هم که این روزها در فیس بوک می شود به بحث های کارشناسی هم می پردازیم. از آن جمله بحث اخیری است که آقای دکتر تژا میرفخرایی مطرح کردند و حرف های خوبی هم زده شده است. بخش هایی از این صحبت ها:
آقای دکتر میرفخرایی نوشت: ارتباطات در این فروم های عمومی تازه شکل گرفته و یا در حال شکل گیری در دنیا امروز هم فنومنی است که می توان درباره تاثیر آنها در تغییر ساختارهای سیاسی آینده جهانی فکر کرد و شاید آینده تحقیقات ارتباطی در همین رابطه معنا پیدا نماید. شما چه فکر می کنید؟
من هم در پاسخ نوشتم: داشتم امروز فکر میکردم فیس بوک خیلی وارد زندگی آدم میشه و دوستی ها و رابطه ها رو نشان میده. آدمی هم براساس فضای آن، به راحتی خودافشاگری می کند. مثلا هیچوقت من از سالی که وبلاگنویسی را شروع کردم عکسم را در بلاگم نذاشته بودم. حالا تو اینجا عکس های قدیمی و از همه مهمتر تفکرات سیاسی ام رو که در بلاگم نمی نوشتم و کمتر بروز می دادم رو دارم تو فیس بوک می ذارم.
به نظرم لزوم برقراری ارتباط دوسويه در فضاي مجازي پایه ترین دلیل به وجود آمدن شبکه هاي مجازي بوده است.اينكه زندگي اي همچون فضاي فيزيكي در فضاي مجازي در اين فضا شكل بگيرد. به قول جنابعالي ديگران را در احساس خوبمان شريك كنيم. اينها چيزهايي است كه فرهنگ سايبر يا سايبركالچر را شكل مي دهد. این مطلب هم خواندنی است.
دکتر میرفخرایی هم در توضیحاتی آوردند: فضای خصوصی و فضای عمومی دو مفهومی هستند که شاید جواب بحث های جالب شما رو بشه در رابطه با این فوروم های نوین ارتباطی را بدهد.
فکر کنم که ذهن ما می تواند معطوف به یک اصطلاح دیگر هم بشود؛ فضای مجازی که در یک نقطه از تاریخ تحول فوروم های عمومی چگونه با هم تلفیق پیدا می کنند و باعث بوجود آمدن چه تحولی در رابطه کنونی این فضاها خواهد شد. من فکر می کنم نه تنها مفهوم دموکراسی ناقص فعلی که در سطح جهان اجرا می شود تاثیر خواهد پذیرفت و شهروند نقش فعالتری پیدا خواهد کرد تا یک دموکراسی کامل بر جهان حاکم شود بلکه خود آگاهی انسان و رابطه انسان با خودش و دیگران هم تغییر خواهد کرد. فکر کن که الان در کنار یک مرداب زیبا در یک غروب خاص قرار داری و احساس خودت را در این فوروم منعکس می کنی و بعد کسی می آید و می گوید که شاید این مرداب دیگر نباشد چرا که...و بعد کس دیگری می آید و در رابطه با آن احساس تو یک کامنتی یک شعری یا یک تجربه حاص مشابه را که خودش داشته منعکس می نماید. چه شود؟
دقیقا همین مسئله است که من فکر می کنم مسیر تحقیقات ارتباطی اصلی و پایه اینده را باید شکل دهد. البته منظورم تحقیق درباره آنچه هست نمی باشد بلکه تحقیق درباره آنچه می تواند یا شاید به حقیقت بپیوندند.
این هم یکی دیگر از مزایای علمی شبکه های اجتماعی.
|